Welcome To Shirzad Kalhori's Website!

به سایت شیرزاد کلهری خوش آمدید!

 

 Here is Salmas! My Other Hobbies! Conferences My Thesis Music and Art    My Publications
 

 !اینجا سلماس است سرگرمیهای دیگر کنفرانسها   رساله موزیک و هنر       مقالات منتخب برگ نخست    

 

 

نامه ی نیوتن به ریچارد بنتلی (نامه ی 1)

8.286, 9/18/07: Isaac Newton and Richard Bentley- Alan Guth, p.1

 isaac newton list of sins

اسحاق نیوتن

بعنوان اولین پرس و جوی تو، بنظر من اگر تمامی خورشید ما و سیارات اطراف آن با تمامی مواد جهان بطور مساوی در آسمان پراکنده شوند، و هر ذره دارای گرانش ذاتی نسبت به بقیه داشته باشد، و سراسر کل فضا که مواد در آن پراکنده اند محدود باشد، تمامی مواد خارج از این فضا باید، بوسیله ی گرانش، بطرف داخل سرازیر شده و، در نتیجه روی آن اولی ریخته و توده ی عظیمی را بشکل کروی در وسط فضا تشکیل دهند. ولی اگر مواد بطور همگن در فضای بینهایت قرار گرفته باشند، در اینصورت نمی توانند تشکیل یک جرم بزرگ بدهند؛ مقداری از آن تشکیل یک جرم و مقداری دیگر تشکیل جرم دیگری خواهند داد. بنابراین اجرام بزرگی به تعداد بینهایت ساخته می شوند ، که در فاصله ی زیادی از هم در سراسر فضای بینهایت پخش می شوند. در اینصورت است که خورشید و ثوابت شکل می گیرند، فرض کنید که مواد از جنسی براق درست شده باشند.

اما چگونه مواد خود را به دو نوع متفاوت تقسیم می کنند که در آن بخشی به یک جسم درخشان تبدیل شده و بخشی به جسمی کدر تبدیل می شوند. نه مانند اجرام بزرگ براق و درخشان باشند بلکه مانند اجرام ریز فراوان و کدر هستند. و یا شاید اجرام بزرگ در ابتدا کدر بوده، سیارات روشن بودند. چگونه خورشید به تنهائی تبدیل به ستاره ی درخشانی شد و سیارات کدر شدند، من نمی توانم آنها را با علل مادی توضیح دهم، اما من آنرا به یک عامل با تدبیر نسبت می دهم.

                                                     10 دسامبر 1692

 

نیوتون درباره ی بینهایت (نامه ی 2)

8.286, 9/18/07: Isaac Newton and Richard Bentley- Alan Guth, p.2

 

اما تو در پاراگراف دوم نامه ات بیان کردی که هر ذره ی مواد در یک فضای بینهایت دارای بینهایت مقدار ماده در هر سو بوده، و در نتیجه، بینهایت جاذبه در هر طرف میباشد، و بدان جهت باید در جهانی ساکن استراحت کنند، چرا که تمامی بینهایت ها با هم برابرند. هنوز هم در مورد آن مقاله، تو مشکوک به این هستی که مغالطه ای در کار است؛ و من تصور می کنم که مغالطه در جایگاهی قرار دارد، که در آن همه ی بینهایت ها برابرند. بطور عموم همه ی مردم تصورشان از بینهایت به معنی غیر قابل تعیین بودن است؛ با همین درک، آنها فکر می کنند که همه ی بینهایت ها برابرند؛ بهتر بود آنها بجای این بگویند؛ آنها نه برابرند و نه نابرابرند، (و یا بگویند.م)[i]

آنها نسبت بهم تفاوت و نسبت مشخصی ندارند. با این تعریف و از این رو، نمی توان به نتیجه ای نهائی از برابری، نسبتها، یا تفاوت چیزها رسید؛ بدانجهت آنها سعی می کنند آنرا مغالطه قلمداد کنند.

بنابراین، وقتی مردم درباره ی بخش پذیری اندازه ی بینهایت حرف می زنند، آنها بر این عقیده هستند که اگر یک اینچ را به بینهایت جزء بخش کنیم مجموع اجزاء می شود یک اینچ، و اگر یک فوت را به بینهایت جزء بخش کنیم مجموع اجزاء می شود یک فوت، و بنابراین تا زمانیکه همه ی بینهایت ها با هم برابر باشند، مجموع آنها برابر می شود، که (در مثال ما، م.) برابر با یک اینچ و یا یک فوت است. خطای این نتیجه گیری نشانگر خطائی در مقدمات است؛ و خطا در جایگاهی است، که در آن تمامی بینهایت ها برابرند.

                                                  17 ژانویه ی، 1693

1  تمامی پارانتزهایی که پس از توضیح با م. مشخص شده اند از من هستند.

                                     برگردان: شیرزاد کلهری

_____________________________________________________

AlbaNova University

 Center

AlbaNova University Centre

AlbaNova University Center is a part of the leading educational center that offers studies and research in subjects like Physics, Astronomy and Biotechnology. It is one of the leading research institutes in the country. To facilitate research activity, the center runs a number of school for each of the subjects. To facilitate research and study, the university conducts regular events like seminars, conferences, dissertations. The university offers a number of venues within the university premise. These venues are of various types and sizes that offer all the facilities and amenities necessary for a successful event. Some of the facilities include complete sets of AV equipment, microphones, overhead projectors, slide projectors with both straight and round magazines, plus VHS, CD and DVD players. AlbaNova University Center offers other facilities like well equipped kitchen to cater to the requirement of any event.

 

تالیفات و ترجمه های من

دانلود فرمائید:

کتاب جدید:

چند مسئله حل شده برای تئوری اوربیتالهای مولکولی

تالیف: بیورن روس، ترجمه ی: شیرزاد کلهری

زمان، مکان، جهان واقعی و جهان مجازی

تالیف: شیرزاد کلهری

دانلود!

مجموعه ی مقالات فارسی

تالیف: شیرزاد کلهری

تئوری اوربیتالهای مولکولی

تالیف بیورن روس، ترجمه ی شیرزاد کلهری

اختراع صفحات گرمائی هوشیار!

شیرزاد کلهری و...

سیاهچاله ها

ترجمه ی: شیرزاد کلهری

آیا آینشتاین نابغه ای تنها بود؟

 

آینشتاین درحین توضیخ نسبیت

هیچکس  ایده ها و دریافتهای خودش را به تنهائی  کشف نکرده است. همیشه کمکهائی بودند که به مرور زمان رنگ آنها کم شده و محو شده اند. در صورتیکه اگر کمک های فکری آنان و ایده های پیشینی دیگری نبود، بی شک نوابغ کار بجائی نمی بردند.

درجامعه ی ایرانی بایستی یک مورد روشنتر بیان شود. هوشیاری چیزی طبیعی در آدمی است. عده ای آنرا میپرورانند و دور و بر هر چیزی به غور و بررسی می نشینند و عده ای این دارندگی را ارج ننهاده و با تنبلی و بطالت نابودش میکنند. بنابراین شاگرد تنبل به معنی این نیست که هشیار نیست. بلکه بمعنی اینست که به هوشش ارج ننهاده، آنرا تقویت نمی کند. در جامعه ی ما اغلب می گویند فلانی از بچگی گیج بود. که این یک اندیشه ی غلط است. بایستی بجایش گفت که او از بچگی تنبل بود.

آینشتاین بچه ای تنبل، اما بسیار هوشیار بود. ولی دوستی او با دو نفر از همکلاسهایش که به فلسفه نیزعلاقه داشتند بدانجا رسید که او با فلسفه ی ارنست ماخ که استاد دانشگاه و از بنیانگذاران پوزیتیویسم در اطریش بود، آشنا شد. ارنست ماخ یک فیزیکدان برجسته هم بود و به بخشی از قوانین نیوتن ایراد داشت. ولی نمیدانست کجای تئوری نیوتن ایراد دارد که در برخی از موارد مهم فیزیک نیوتن جواب نمیدهد. این فیلسوف نیز پس از مشهور شدن آینشتاین  مشهور شد.

چنانکه مارکسیستهای آنزمان که از سوئی تئوری نسبیت را ارج می نهادند و از سوی دیگر بوسیله ی پوزیتیویسم ماخ دچار خشم شده بودند به  چالش کشیده شدند. آنچنان شد که لنین کتابی با نام ماتریالیسم و آمپریوکریتیسیم را برای برون رفت از این اندیشه نگاشت. که کتابی بسیار بی ربط و بی سر و ته و مجموعه ای از ایده های این و آن است. وی تکیه اش بیشتر به فیلسوفات درجه دو مانند فویرباخ و بازاروف است تا فیلسوفان بزرگی چون ایمانوئل کانت. و استناد وی بطور اعم در مقابله با این فیلسوفان به آنتی دورینک، اثر فردریش انگلس است.  کاری با این بحث نداریم بلکه در اینجا گریزی زدیم تا مهم بودن ریشه های فلسفی که اینشتاین را به اندیشه فرو می برد گوشزد شود.

دوستان دوران جوانی آلبرت آینشتاین کسانی بودند چون مارسل گروسمان Marcel Grossman که  ریاضیدانی برجسته بود و دیگری میشل بسو Michele Besso که مهندس بود. آنان در دانشکده ی تکنیک ئی تی اچ زوریخ با اینشتاین آشنا شده بودند. پدر گروسمان همان کسی بود که به سال 1902  برای آینشتاین در اداره ی ثبت اختراعات کار پیدا کرد. بسو در سختترین مواقع به داد اینشتاین رسید. حتی زمانیکه او در تبعید بود بسو از نظر مالی وی را تامین میکرد.

اما گروسمان بسال 1912 به ئی تی اچ برگشته و آنجا بهمراه آینشتاین مهمترین مقاله ای که اساس ئتوری نسبیت عام بود را بچاپ رساندند. در این مقاله بود که برای اولین بار اعلام کردند که اجرام، فضا ـ زمان پیرامون خود را خم می کنند. این یک زیر بنای محکمی برای ارائه ی نسبیت آینشتاین بود. بدون این پایه، ارائه ی نسبیت عمومی ممکن نبود. تنها این دو نفر نبوده که به آینشتاین کمک کرده اند. نامه های بجا مانده از آینشتاین هست که در آن دوستانش را به کمک فکری طلبیده است.

این مورد نوشته ها فراوانند. جدیدا مجله ی علمی نیچر Nature مقاله ای تحت عنوان :" آینشتاین نابغه ای تنها نبود Einstein was no lone genius" نوشته است که از مقاله ی حاضر مفصل تر است.

در  مورد تنها نبودن آینشتاین در یافتن ایده هایش بحث های فراوانی درگرفته است. که بیشتر آنها غرض آلود هستند. برخی آینشتاین را به دزدی ایده متهم میکنند و برخی وی را متهم به این میکنند که فیزیک خطرناکی را پیش کشیده که منجر به کشف بمب اتمی شده است. ولی درباره ی این مرد بزرگ باید گفت که زمانی یک فیزیکدان گمنام به نام بوز Bose از هندوستان نامه ای به آینشتاین نوشت و برای اولین بار ذراتی بنیادی که بعدها بنام وی بوزن نامگذاری شد، را کشف و مطرح کرده بود. آینشتاین این ایده ی وی را با نام وی در کنگره ی فیزیکدانان مطرح کرده و از آن دفاع کرد. فرمول بوز ـ آینشتاین بسیار مشهور است. در صورتیکه وی میتوانست براحتی آنرا به نام خود ثبت کند. بدون اینکه کسی ذره ای شک کند. آن موقع آینشتاین آنقدر مشهور بود که حتی خود بوز هم نمیتوانست آینشتاین را به دزدی ایده اش متهم کند.

اگر به همه ی یافته های آینشتاین که لایق نوبل بودند می شد این جایزه تعلق گیرد. وی می توانست دهها نوبل دریافت کند. یادش گرامی باد!

 از چپ به راست : مارسل گروسمان، آلبرت آینشتاین و میشل بسو.

نویسنده: شیرزاد کلهری

2015/12/25